حسين بن حسن خوارزمي
627
شرح فصوص الحكم
فيكون بإدراكها في محل القرب . فكل مشهود قريب من العين و لو كان بعيدا بالمسافة . فإن البصر يتصل به من حيث شهوده و لو لا ذلك لم يشهده . و به واسطه ادراك متمكن مىگردد در محل قرب ، از آن كه مدرك قريب به مدرك [ است ] ، پس هر مشهود قريب است به عين ، اگر چه از روى مسافت بعيد باشد از آن كه بصر از حيثيت شهود متصل است به مشهود خويش و اگر اين اتصال نبودى شهود دست ندادى . اين قول اشارت است بدان مذهب كه در زمان أبصار قايلاند به خروج شعاع بصر . أو يتصل المشهود بالبصر . يا متصل مىشود مشهود به بصر . و اين اشارت است به مذهب آن كه قايل است به انطباع . كيف كان . فهو قرب بين البصر و المبصر . يعنى : خواه مشاهده به اتصال شعاع باشد و خواه به انطباع ، هر كدام كه از اين دو مذهب حق باشد بارى از قرب در ميان بصر و مبصر چاره نيست . و لهذا كنّى أيوب في المس ، فاضافه إلى الشيطان مع قرب المس فقال البعيد منى قريب لحكمه فىّ . و از براى تحقّق اين قرب ايوب - عليه السّلام - در فعل مسّ ، ضمير متكلَّم آورد ، و مسّ را با وجود آن كه قريب است به نفس او ، نسبت به شيطان كرد و گفت : « أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَعَذابٍ » « 26 » . پس ايوب به لسان اشارت در اين قول مىگويد : آن چه بعيد است قريب است به من ، از براى معنيى كه حق تعالى در عين مركوز ساخته است ، و آن حجابى است از تعيّن من كه اصل بيگانگى و سرمايهء دوگانگى است از آن كه شيطان در هيچ احدى تصرف نمىكند مگر به واسطهء معنيى كه از شيطان در اوست . پس اين كلام از ايوب - عليه السّلام - شكايت است به حق از نفس و تعيّن خويش ، كه موجب [ 259 - پ ] اثنينيت و بعد از حضرت احديت است ، و دورى از رحمان و قرب به شيطان . و ممكن است كه حمل اين كلام كه « 27 » شيخ فرمود ، بر معنى ديگر كرده شود ،
--> « 26 » س 38 ى 41 . « 27 » قا : در .